آیا حاضریم با احتمالِ خطر، سفر کنیم؟

۴ منطقه داریم، ۴ منطقه‌ای که گستره ‌ای از ایمنی» تا «رشد» را شامل می‌شوند. یعنی چه؟

خب، ما منطقه‌ای داریم به نام منطقه اَمن یا #ایمن ، که همه احتمالات بارها تست شده و خطرات به حداقل رسیده است. پس از سال‌ها این قلمرو کوچک، برای مالکش بسیار ایمن می‌نماید.

(اگر بپذیریم که باید خودمان را و زندگی‌مان و قلمرومان را گسترش دهیم، وارد منطقه جدیدی می‌شویم، منطقه‌ای که ورود به آن شروع سرآغاز بزرگی است.)

منطقه دوم، منطقه #ترس است. چرا ترس؟ چون از دایره ایمن مان خارج شده‌ایم و نسبت به شرایط(خوب یا بد) جاهل هستیم. همین ترس و همین منطقه است که ترسش مالکینش را در پوستهٔ فرسوده قبلی خود(ایمن) نگه می‌دارد. که مالکینش جرأت نمی‌کنند حتی در دلشان چیزهای نادیده را دوست بدارند و قدم در راه نادیده‌ها و لذاتِ دیگر بگذارند. یکی دیگر از دلایل قدم برنداشتن در تجربه‌های جدید و خارج نشدن از ناحیه ایمن، نداشتن اعتماد به نفس (lack of self-confidence) در آن مقولهٔ خاص است. اگر بخت با ما یار باشد در منطقه دوم قدم بگذاریم و صبر کنیم وارد مرحلهٔ جدیدی و معناهای تازه‌ای می‌شویم. باید بدانیم و آگاه باشیم، در مرحله ترس شکننده‌ایم و نظرات دیگران بر ما اثرات زیادی خواهد گذارد، پس با هرکسی که ضعف شخصی دارد و درایتی خوب در زندگی ندارد نباید مراوده داشت.

مرحله سوم، مرحله #یادگیری است. پس از ترس وارد مرحلهٔ یادگیری می‌شویم. شما در این مرحله در حال توسعه قلمرو خود و ناحیه ایمن خود هستید. یعنی چه؟ مثلا اگر تا دیروز ناحیه امن «بهزاد» تا این حد بود که فلان کار، یا فلان مسافرت، یا فلان ایده کاری و عاطفی را جلو ببرد، امروز با پشت سر گذاردن «ترسِ خود»، ناحیه ایمن و راحتی «بهزاد» نیز بزرگتر شده است. مهارت های بیشتر، چلنج های بیشتر، احساس رضایت بیشتر و در نهایت موفقیت های بیشتر را حس خواهد کرد.

و مرحله چهارم، مرحله #رشد است. و با پشت سر گذاشتن سه مرحله قبل به مرحله چهارم یعنی «مرحله رشد» وارد خواهید شد. مرحله‌ای که اهداف جدید دیگری تعیین می‌کنید، به اهداف قبلی خود می‌رسیم و در نهایت رشد را تجربه می‌کنیم.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *