دربارهٔ «اکنون» و «حال»

وقتی صحبت از زمان اکنون و حال می شود همه چیز گنگ می نماید. وقتی می گوییم در زمان حال زندگی کن و در زمان های دیگر زندگی نکن شعار گونه می نماید. شعار است.

با خود سوال می کنیم که:
مگر می شود در لحظه زندگی کرد؟
ما با تمام خاطراتمان ما شده ایم و با رویاهایمان به آینده سفر می کنیم. پس چطور می توانیم تنها در یک زمان ذهنمان را نگه داریم ؟
ساختار ذهنی ما مگر قبول میکند و توانایی این را دارد که فقط در لحظه متوقف شود؟
خلاصه سوال های بسیاری در ذهنمان نقش خواهد بست… (ادامه مطلب)

باید ببینیم چه می شود که آدمی ابن الوقت بودن خود را از دست می دهد و به زمان های گذشته یا آینده پرت می شود؟
یکی از دلایلی که بی درنگ به آن فکر می کنم عدم رضایت و یا ترس از آن زمان ها (گذشته و آینده) است.
اگر شما اضطرابی درونی از آینده دارید و یا همیشه با ترس به آن نگاه کنید مجبورید به آن زمان ها بروید و تصویرهای ذهنی غیر واقعی را برای خود متصور شوید.
و در رابطه با گذشته نیز اوضاع به همین شکل است. وقتی در گذشته به خود بدهی دارید یا قسمت هایی از آن را قبول نکرده اید یا شما را آزار می دهد به آن زمان (گذشته) بر میگردید و در آن به دنبال قسمت های حل نشده می گردید.
سوال اینجاست از این همه گشتن چرا چیزی عایدتان نمی شود؟ جواب اینجاست که شما در ظاهر به دنبال می گردید و در باطن یا جرات پیدا کردن یا پیدا شدن را ندارید یا اینکه نمی دانید دقیقا در کجا باید دنبال چه چیزی بگردید. (در همین زمان هاست که عده ای می توانند دست شما را بگیرند و با شما به کشف و شهود در درونتان بپردازند.)

آیا ماندن در گذشته صرفا با یادآوری گذشته نمود پیدا می کند؟ این سوال از سوال هایی بود که چند روز پیش متوجه آن شدم و به مطالبی برخورد کردم که جالب است.
شما حتما با این موضوع روبرو شده اید که خود را کاویده اید و فهمیده اید در ذهنتان رویاپردازی های غیر باوری می کنید. اگر این کار به روال همیشگی ذهن شما تبدیل شده دلایل خاصی می تواند داشته باشد. اگر شما مدام در حال سفر به آینده هستید و با کسانی خاص تعامل می کنید و یا با آن ها وقت می گذرانید و یا روی آن ها را کم میکنید و یا برای آن ها سوسه می آیید یا حتی پوزه آن ها را در اصطلاح مدام به خاک میمالید شما در حال گرفتن انتقام در آینده و فضایی خیالی هستید.
پس شما با آن آدم ها در گذشته مشکل خود را حل نکرده اید و در آینده به دنبال تغییر گذشته و آن آدم ها هستید.

پس به همان صحبت قبلی خود باز می گردم و می گویم در زمان حال زندگی نمی کنید. شما فرزند اکنون نیستید.
بهتر است به گذشته برگردیم و با بی رحمی هر چه بیشتر با موقعیت ها روبرو شویم و آن ها را بپذیریم. مشکلات را حل کنیم.
وسواس فکری از ما دور نیست. نشخوارهایمان را جدی بگیریم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *