طعم واقعی نوشتن

داشتم به این فکر می کردم که نوشتن های این ایام چقدر کمرنگ شده و گذشته از این‌ها کیفیت سلبق را هم ندارد، که متوجه چیزهای جالبی شدم. با خودم چند سوال مطرح کردم، اینکه آخرین باری که نوشته‌ای که حال خوب داد به چه زمان و به کجا بر می‌گردد؟!

آخرین طعم واقعی وشته به چند سال قبل برمیگردد که من بیشتر خانه مادربزرگم میرفتم و بیشتر آنجا می ماندم. آن زمان بیشتر با درس و کتاب ارتباز داشتم(به واسطه دانشجو بودنم شاید). ولی نکته مهم اینبود که آنجا ویژگی خاصی داشت که کمتر جایی بعد آن، آن را نداشت. و آن چیزی بود به نام خالی بودن از تهی و خلاء. آنجا وسایل زیادی نبود که خود را با آن سرگرم کنم و این خاصیت داستان بود؛ یعنی چه ؟ یعنی تمرکز بیشتر و کمتر پرت شدن حواسمان به این سو و آن سو که این روزها بعلت وجود دیوایس و پلتفرم‌های مختلف بیشتر هم شده است.

می خواهم این را یادم بماند که من در خلوتی و فراغ بال آدم بهتری هستم و بیشتر می توانم از خودم راضی‌تر باشم. و باز می‌گویم نقصان این روزها عدم تمرکز و رها کردن موضوعات قبل از هضم و بالغ شدن هستند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *