روانشناسی

درباره روان شناسی – روانشناسی – خود شناسی – روان درمانی و هر آنچه که به حوزه روان و روح مربوط می شود.

درباره این روزها(مرور مکاتب روانشناسی)

چند روزی است که بنا احتیاجی که بود در صدد شناخت برخی متدهای درمانی در میان کتاب ها و مطالب و مقالات هستم. دوران جالبی را سپری میکنم، چیزهایی میبینم که از دیدنشان لذت می برم. البته که تحلیل و فرآیندهای تحلیلی همیشه برای من جذاب بوده است و این داستان تازگی ندارد.

ولی چیزی که مرا به شعف باز داشت فهمیدن نکاتی از برخی از این روش ها(مانند TA, CBT,رواندرمانی تحلیلی و …) بود، اینکه در هر روش به فرآیند کوتاه و بلند مدتی اشاره دارد که تقریبا همه متفق القول هستند که اگر دنبال اثری بلند مدت هستید باید به ریشه ها رجوع کنید. و من چقدر موافق این داستان هستم که برای حل هر مسئله ای به گذشته و ریشه های اصیل آن نزدیک شوم و از طرفی تمام حواس خود را جمع کنم که «اکنون» را از دست ندهم و تمرکزمان بر اکنون نیز باشد.

یعنی بهترین حالات این داستان و این روش ها از نظر من شامل ۳ قسمت است. (قسمت اول)نگاه دقیق و تحلیلی نسبت به گذشته، ریشه اختلال ها و تعارضات هست. که بیشتر در کودکی و گاهی در میانهٔ راه ایجاد شده اند. و در کنار و همراه آن(قسمت دوم) توجه به موضوع و مقولهٔ اکنون و توجه به حال و از دست ندادن آن. و قسمت سوم تحلیل رفتارهای حال حاضر و چیزی که در درون بدن و ذهنمان اتفاق می افتد که پس آن رفتارهای درست خود به خود ظهور پیدا میکنند.

خلاصه حالات و اطلاعات نابی را دریافت میکنم و امید دارم حکمتی باشد تا تعارضات بینابینی در این اطلاعات را هضم کنم.

دربارهٔ «اکنون» و «حال»

وقتی صحبت از زمان اکنون و حال می شود همه چیز گنگ می نماید. وقتی می گوییم در زمان حال زندگی کن و در زمان های دیگر زندگی نکن شعار گونه می نماید. شعار است.

با خود سوال می کنیم که:
مگر می شود در لحظه زندگی کرد؟
ما با تمام خاطراتمان ما شده ایم و با رویاهایمان به آینده سفر می کنیم. پس چطور می توانیم تنها در یک زمان ذهنمان را نگه داریم ؟
ساختار ذهنی ما مگر قبول میکند و توانایی این را دارد که فقط در لحظه متوقف شود؟
خلاصه سوال های بسیاری در ذهنمان نقش خواهد بست… (ادامه مطلب)

تنهایی با طعم روان درمانی اگزیستانسیال

Image result for ‫روان درمانی اگزیستانسیال‬‎

از دوست عزیزی کتابی با عنوان “روان درمانی اگزیستانسیال” دیشب هدیه گرفتم. الحق کتاب برای رواندرمانگران و دانشجویان ارشد و عالی نوشته شده است. نثری ساده و بدون لغات ثقیل دارد؛ اما مفاهیمِ سنگینی را در هر پاراگراف منتقل می کند.
می گویند (اروین د یالوم) پس از این کتاب بود که کتاب های بعدی را با نثر داستانی به نگارش درآورد. (من کتاب های “و نیچه گریه کرد” و “درمان شوپنهاور” را از یالوم خوانده ام و الحق لذت ه فراوانی برده ام.) و به گونه ای دیگر این کتاب سرآغاز کتاب های بعدی یالوم بوده و شاید ابتدا باید این کتاب را پاس کرد تا کتاب های بعدی را درک کرد؟!

ولی غرض از عنوان این مطالب صحبت از کتاب نبود؛ صحبت سر ه بخشی از ۴ بخش اصلی کتاب است که دارم تورق می کنم. بخشی با نام تنهایی. اتفاق جالب اینجاست با خواندن هر برگه دقایق و حتی ساعتی به هضم آن می پردازم و عملا نمی توانم کتاب را به جلو ببرم! (ادامۀ نوشته)