بایگانی برچسب: اکنون

مقایسه دو روز با دو طعم

دو روز گذشته دو روز کاملا متفاوت بودند، روز اول روزی موافق و روز دوم(یعنی دیروز) روی نا موافق و به نوعی مخالف بود.

اما چه گذشت؟!
روز اول روزی بود که دنیا بر وفق مرادمان بود، مست از خوبی روز ها بودیم و باد مخالفی در حوالی کشتیمان نبود. یعنی آفتاب ملایمی می تابید و دریا آرام بود و بادبان هایمان برافراشته و با ملایمت و طبق نقشه به جلو میراندیم. در این میانه اما حواسمان به خیلی چیزها نبود؛ که بعدا به تفضیل درباره آنها صحبت خواهیم کرد. !

روز دوم یعنی دیروز، روزی بود که فکر می‌کردیم وقتی از خواب بلند می‌شویم همه چیز رنگی دیگر خواهد داشت، اما در طول روز و میانه روز اتفاقاتی در مسیر افتاد که فهمیدیم نباید نه به آن ناملایمات و نه به دیگر ملایمات دلی بست. خلاصه روز دوم و بادهای نا موافق به من بیشتر درس داد، درس عدم دلبستگی و یا وابستگی به خوبی ها.

اما چند نکته مغفول ماند:
اولی اینکه در آن روزهای موافق که دریا آرام بود ما شکر آن روزها را به جای آوردیم و وقتی شما شکری به جای می‌آورید یعنی حواستان به خوبی ها هست. پس ما از این مرحله مردود نشده ایم.
و در روزهای ناخوشی باید یادمان بماند که روزهای خوبی بوده اند که باز به امید آن روزها از هم نپاشیم.

هر چند به قول استادم:
تنها یک واقعیت در دنیا وجود دارد و آن هم «اکنون» است گذشته هذیانی بیش نیست و آینده امری مخدوش.
این یعنی وقتی خوبی اتفاق افتاد با آن خوش باش و لذتش را ببر و وقتی امری ناگوار بر ما وارد شد به آموختن از آن بپردازیم و معنای حالِ آن را درک کنیم و دنبال گذشته و آینده بی جهت نگردیم.

دربارهٔ «اکنون» و «حال»

وقتی صحبت از زمان اکنون و حال می شود همه چیز گنگ می نماید. وقتی می گوییم در زمان حال زندگی کن و در زمان های دیگر زندگی نکن شعار گونه می نماید. شعار است.

با خود سوال می کنیم که:
مگر می شود در لحظه زندگی کرد؟
ما با تمام خاطراتمان ما شده ایم و با رویاهایمان به آینده سفر می کنیم. پس چطور می توانیم تنها در یک زمان ذهنمان را نگه داریم ؟
ساختار ذهنی ما مگر قبول میکند و توانایی این را دارد که فقط در لحظه متوقف شود؟
خلاصه سوال های بسیاری در ذهنمان نقش خواهد بست… (ادامه مطلب)